به گزارش روابط عمومی حوزه هنری انقلاب اسلامی، همزمان با ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)، نمایش آیینی «نقطه عطف، صفر چهار» به نویسندگی سیدمرتضی هاشمی گلپایگانی و امیرحسین آلادپوش و کارگردانی محسن انصاری، از یکم تا دهم آبانماه، در دو نوبت ساعت ۱۸:۳۰ و ۲۱، در تالار اندیشه حوزه هنری میزبان مخاطبان است. به همین مناسبت، با محمد طاهری، بازیگر این نمایش، درباره مضمون اثر، نسبت وقایع تاریخی با زندگی امروز، تجربه شخصی او از حضور در این نمایش و ضرورت نوآوری در آثار نمایشی مذهبی به گفتوگو پرداختیم.
محمد طاهری در ابتدا درباره مضمون نمایش «نقطه عطف، صفر چهار»، گفت: نقطه عطف، اتفاقی است که همه ما از صبح تا شب، ثانیهبهثانیه و لحظهبهلحظه با آن درگیریم. واقعیت زندگی چیزی جز همین لحظهها و اتفاقها نیست؛ اما بعضی از آنها در تاریخ یا زندگی شخصی ما برجسته میشوند، بر روحمان تأثیر میگذارند و مسیر زندگیمان را تغییر میدهند.
این بازیگر ادامه داد: حتی انتخابهای کوچک ما، از همان لقمهای که میخوریم تا تصمیمهایی که در موقعیتهای مختلف میگیریم، در شکلگیری نقطهعطفهای زندگیمان نقش دارند. این واقعیتی است که نمیتوان از آن فرار کرد یا نادیدهاش گرفت. نمایش نیز از همینجا شکل گرفته است؛ از برجستهکردن نقطهعطفهای کوچک زندگی انسان و تصمیمهایی که ممکن است در لحظه چندان مهم به نظر نرسند، اما در ادامه مسیر زندگی تأثیر بگذارند.
طاهری با بیان اینکه نمایش مخاطب را با عملکرد خودش در لحظههای زندگی مواجه میکند، اظهار کرد: وقتی بیشتر به مضمون این اثر فکر کردم، به این پرسش رسیدم که این نمایش واقعاً با ما چه میکند؟ در نهایت، به اینجا میرسیم که خودمان در لحظههای زندگی چه کردهایم؛ کجا ایستادهایم و حرف نزدهایم، کجا سکوت کردهایم و کجا با وجود اینکه باید واکنشی نشان میدادیم، منفعل بودهایم.

او افزود: حتماً برای هرکدام از ما پیش آمده است که بعد از یک اتفاق، مدام با خودمان فکر کنیم چرا آن حرف را نزدیم، چرا آن کار را نکردیم یا چرا وقتی باید واکنشی نشان میدادیم، سکوت کردیم. اینها همان لحظههایی هستند که بعدها به نقطهعطف زندگی ما تبدیل میشوند.
این بازیگر با اشاره به پیوند روایت تاریخی نمایش با زندگی امروز مخاطبان گفت: شخصیتهای این نمایش صرفاً متعلق به گذشته نیستند، بلکه میتوانند نماینده خود ما باشند. برای مثال، عباس بن ابیشاکر برای من شخصیتی انتزاعی نیست که فقط در یک دوره تاریخی زندگی کرده باشد؛ او بهنوعی خود ماست، انسانی که در موقعیت انتخاب قرار میگیرد و باید تصمیم بگیرد.
طاهری ادامه داد: ما امروز درباره این شخصیتها حرف میزنیم، اما باید از خودمان بپرسیم اگر عباس بن ابیشاکر امروز حضور داشت، چه میکرد؟ اگر من در موقعیت او بودم، چه تصمیمی میگرفتم؟ ما از آن زمان تا امروز چه کردهایم؟
او با اشاره به مسئولیت انسان در برابر اتفاقات جامعه اظهار کرد: این پرسشها را میتوان به موقعیتهای زندگی امروز خودمان هم تعمیم داد. وقتی اتفاقی در جامعه رخ میدهد، چه واکنشی نشان میدهیم؟ آیا وارد میدان میشویم یا سکوت میکنیم؟ آیا از ترس قضاوت دیگران یا ازدستدادن دنبالکنندگانمان در فضای مجازی، حرفی را که باید بزنیم، نمیزنیم؟ همه این ترسها و تردیدها در زندگی ما وجود دارند.
این بازیگر با بیان اینکه گاهی افراد منتظر میمانند تا دیگری قدم اول را بردارد، افزود: بعضی وقتها آنقدر سکوت میکنیم و منتظر میمانیم تا فرد دیگری اتفاقی را رقم بزند؛ درحالیکه ممکن است خود ما همان کسی باشیم که باید تصمیم بگیرد. در نمایش نیز به موقعیتی میرسیم که یک شخصیت باید به سمت در برود و آن را باز کند. این همان بزنگاهی است که دیگر نمیتوان از آن فرار کرد؛ لحظهای که باید تصمیم گرفت و مسئولیت انتخاب را پذیرفت.
او با اشاره به شیوه روایت نمایش و ضرورت فاصلهگرفتن از قالبهای کلیشهای در آثار مذهبی اظهار کرد: به نظرم گروه اجرایی در این کار حرکت بسیار خوبی انجام داده است. ما باید از روایتهایی که صرفاً در قالبهای قدیمی و زبان تاریخی باقی میمانند، فاصله بگیریم؛ روایتهایی که گاهی نمیتوانند ارتباط مستقیمی با مخاطب امروز برقرار کنند.
طاهری ادامه داد: ما در این نمایش تلاش کردهایم از فاصلهای که گاهی میان روایت تاریخی و زندگی واقعی مخاطب ایجاد میشود، عبور کنیم. نمیخواهیم صرفاً با زبان و ادبیاتی قدیمی درباره یک اتفاق حرف بزنیم و مخاطب را در جایگاه تماشاگر تاریخ نگه داریم؛ بلکه میخواهیم او احساس کند خودش هم در همان موقعیت قرار دارد و باید درباره رفتارش تصمیم بگیرد.
این بازیگر با اشاره به تجربه شخصی خود از حضور در این نمایش گفت: من در خانوادهای کاملاً مذهبی به دنیا آمدم، اما در مقاطعی از زندگیام واقعاً از این فضا فاصله گرفته بودم. بعد اتفاقاتی افتاد که مسیرم را تغییر داد. نمیخواهم همه جزئیات را بیان کنم، اما پس از آن، با بچههای گروه «میناب» در پروژه «پرواز ۱۶۸» در میدانها کار کردیم و بعد هم به این نمایش رسیدیم.

او افزود: گاهی خودم هم دقیقاً نمیدانم در چه مسیری قرار گرفتهام و به کجا میروم، اما احساس خوبی دارم؛ هم روی صحنه و هم بیرون از آن. حتی از سال گذشته، مهری از مسجد تالار اندیشه برداشتم و با خودم گفتم آن را نگه دارم، شاید سال بعد هم قسمت شد و این نمایش دوباره اجرا شد. هنوز آن مهر در جیبم است. امروز هم آن را با خودم آورده بودم که بگذارم، اما یادم رفت. این اتفاقها برای خودم هم جالباند؛ چون به گذشتهام فکر میکنم و میبینم چطور دوباره به این فضا برگشتهام.
طاهری با اشاره به تجربههای دوران کودکی خود در خانواده مذهبی اظهار کرد: بخشی از فاصلهای که گاهی میان افراد و فضای مذهبی ایجاد میشود، میتواند به تجربههای دوران کودکی برگردد. وقتی بچه بودیم، همراه پدر و مادرمان به جمکران یا مشهد میرفتیم و در مراسم مختلف شرکت میکردیم؛ اما گاهی ما را به اجبار به بعضی مراسم میبردند. باید بلند میشدیم، میایستادیم، سلام میدادیم، نماز میخواندیم یا کارهایی را انجام میدادیم که شاید دلیلشان را نمیفهمیدیم.
او ادامه داد: من واقعاً از بعضی تجربههای آن دوران، از جمله دعای توسل در جمکران، خاطره خوبی ندارم؛ چون باید در حالی که خوابآلود بودم، بلند میشدم و در مراسم شرکت میکردم. به نظرم این اجبارها گاهی نتیجه معکوس دارند و باعث میشوند بچههایی که در خانوادههای مذهبی بزرگ شدهاند، بهتدریج از این فضا فاصله بگیرند.
این بازیگر افزود: البته این به معنای نادیدهگرفتن همه خوبیهای گذشته نیست. ما چیزهایی آموختهایم که ممکن است سالها بعد دوباره به آنها بازگردیم و معنایشان را بهتر درک کنیم. شاید مسیر آدم همین باشد؛ گاهی دور میشود و بعد، با تجربهای تازه، دوباره راه بازگشت را پیدا میکند.
طاهری در ادامه، صحنه رفتن به سمت درِ خانه حضرت فاطمه زهرا (س) را یکی از تأثیرگذارترین بخشهای نمایش دانست و گفت: برای من، تأثیرگذاری این نمایش تا حد زیادی به تجربه و همراهی بچههای گروه برمیگردد؛ کسانی که با این کار زندگی کردهاند و برای اجرای آن زحمت کشیدهاند. بااینحال، اگر بخواهم از یک صحنه مشخص نام ببرم، صحنهای است که شخصیت نمایش باید به سمت درِ خانه حضرت فاطمه زهرا (س) برود.
این بازیگر با اشاره به نمونهای از بازنمایی تاریخ برای نسل نوجوان افزود: ویدئویی دیده بودم که در آن یک تلفن قرار داده بودند و از نوجوانها میخواستند با گذشته تماس بگیرند و به کسانی که قصد حمله به تخت جمشید را داشتند، اعتراض کنند. نوجوانها هم با هیجان میگفتند که این کار را نکنید و تخت جمشید متعلق به ماست. حالا اگر همان موقعیت را به زمان خودمان بیاوریم، باید از خودمان بپرسیم امروز چه میکنیم؟ آیا آن واکنشها فقط به گذشته مربوطاند یا ما هم در موقعیتهای مشابه قرار داریم؟
طاهری ادامه داد: ما در این نمایش تلاش کردهایم از فاصلهای که گاهی میان روایت تاریخی و زندگی واقعی مخاطب ایجاد میشود، عبور کنیم. نمیخواهیم صرفاً با زبان و ادبیاتی قدیمی درباره یک اتفاق حرف بزنیم و مخاطب را در جایگاه تماشاگر تاریخ نگه داریم؛ بلکه میخواهیم او احساس کند خودش هم در همان موقعیت قرار دارد و باید درباره رفتارش تصمیم بگیرد.
این بازیگر با اشاره به تجربه شخصی خود از حضور در این نمایش گفت: من در خانوادهای کاملاً مذهبی به دنیا آمدم، اما در مقاطعی از زندگیام واقعاً از این فضا فاصله گرفته بودم. بعد اتفاقاتی افتاد که مسیرم را تغییر داد. نمیخواهم همه جزئیات را بیان کنم، اما پس از آن، با بچههای گروه «میناب» در پروژه «پرواز ۱۶۸» در میدانها کار کردیم و بعد هم به این نمایش رسیدیم.

او افزود: گاهی خودم هم دقیقاً نمیدانم در چه مسیری قرار گرفتهام و به کجا میروم، اما احساس خوبی دارم؛ هم روی صحنه و هم بیرون از آن. حتی از سال گذشته، مهری از مسجد تالار اندیشه برداشتم و با خودم گفتم آن را نگه دارم، شاید سال بعد هم قسمت شد و این نمایش دوباره اجرا شد. هنوز آن مهر در جیبم است. امروز هم آن را با خودم آورده بودم که بگذارم، اما یادم رفت. این اتفاقها برای خودم هم جالباند؛ چون به گذشتهام فکر میکنم و میبینم چطور دوباره به این فضا برگشتهام.
طاهری با اشاره به تجربههای دوران کودکی خود در خانواده مذهبی اظهار کرد: بخشی از فاصلهای که گاهی میان افراد و فضای مذهبی ایجاد میشود، میتواند به تجربههای دوران کودکی برگردد. وقتی بچه بودیم، همراه پدر و مادرمان به جمکران یا مشهد میرفتیم و در مراسم مختلف شرکت میکردیم؛ اما گاهی ما را به اجبار به بعضی مراسم میبردند. باید بلند میشدیم، میایستادیم، سلام میدادیم، نماز میخواندیم یا کارهایی را انجام میدادیم که شاید دلیلشان را نمیفهمیدیم.
او ادامه داد: من واقعاً از بعضی تجربههای آن دوران، از جمله دعای توسل در جمکران، خاطره خوبی ندارم؛ چون باید در حالی که خوابآلود بودم، بلند میشدم و در مراسم شرکت میکردم. به نظرم این اجبارها گاهی نتیجه معکوس دارند و باعث میشوند بچههایی که در خانوادههای مذهبی بزرگ شدهاند، بهتدریج از این فضا فاصله بگیرند.
این بازیگر افزود: البته این به معنای نادیدهگرفتن همه خوبیهای گذشته نیست. ما چیزهایی آموختهایم که ممکن است سالها بعد دوباره به آنها بازگردیم و معنایشان را بهتر درک کنیم. شاید مسیر آدم همین باشد؛ گاهی دور میشود و بعد، با تجربهای تازه، دوباره راه بازگشت را پیدا میکند.
طاهری در ادامه، صحنه رفتن به سمت درِ خانه حضرت فاطمه زهرا (س) را یکی از تأثیرگذارترین بخشهای نمایش دانست و گفت: برای من، تأثیرگذاری این نمایش تا حد زیادی به تجربه و همراهی بچههای گروه برمیگردد؛ کسانی که با این کار زندگی کردهاند و برای اجرای آن زحمت کشیدهاند. بااینحال، اگر بخواهم از یک صحنه مشخص نام ببرم، صحنهای است که شخصیت نمایش باید به سمت درِ خانه حضرت فاطمه زهرا (س) برود.
او افزود: من خیلی دوست دارم این صحنه به بهترین شکل ممکن اجرا شود. وقتی با افراد مختلف درباره نمایش صحبت کردیم و بازخوردهایشان را شنیدیم، بسیاری از آنها به همین بخش اشاره میکردند؛ همان لحظهای که شخصیت باید تصمیم بگیرد و به سمت در برود، اما نمیتواند بهراحتی این کار را انجام دهد. هنوز احساس میکنم این صحنه باید بسیار تأثیرگذارتر از آن چیزی باشد که اکنون روی صحنه میبینیم. دلم میخواهد بتوانیم آن را به شکلی اجرا کنیم که حق مطلب ادا شود و تمام تلاشم را برای رسیدن به این هدف به کار میگیرم.
این بازیگر با تأکید بر اهمیت قصه و شیوه روایت در انتخاب آثار نمایشی گفت: پیش از این هم یکی از دوستان پیشنهاد همکاری در یک نمایش دیگر را به من داده بود، اما نپذیرفتم؛ چون احساس میکردم آن کار برای زمان و شرایط فعلی مناسب نیست. وقتی پیشنهاد «نقطه عطف، صفر چهار» مطرح شد، احساس کردم قصه جذابی دارد و میتوانیم در این مسیر حرکت کنیم. به همین دلیل، با اشتیاق پذیرفتم.
طاهری با تأکید بر ضرورت نوآوری در آثار مذهبی افزود: اگر صدای من به همکارانم در حوزه نمایشهای مذهبی میرسد، واقعاً از آنها میخواهم که به سمت کارهای نو بروند. ما باید قالبهای تازهای را تجربه کنیم و به دنبال راههایی باشیم که بتوانیم با مخاطب امروز ارتباط برقرار کنیم. نباید تصور کنیم که برای پرداختن به یک موضوع دینی، حتماً باید از همان قالبهای آشنا و تکراری استفاده کنیم.
او با اشاره به ظرفیت آثار نمایشی در انتقال مفاهیم دینی ادامه داد: برای مثال، نمایش «دروازه ساعات» را در نظر بگیرید. این اثر به شیوهای روایت میکند که با زمانه خودش ارتباط دارد و مستقیماً با مخاطب حرف میزند. در آن، شخصیت امام علی (ع) به شکلی متفاوت به تصویر کشیده میشود؛ روایتی که شاید در نگاه اول غیرمنتظره باشد، اما بهشدت تأثیر میگذارد.

این بازیگر با یادکرد از زندهیاد علی سلیمانی اظهار کرد: هر وقت علی سلیمانی را به یاد میآورم، برایش طلب رحمت میکنم. بازی و حضور او در آن تلهتئاتر برای من یادآور این است که میتوان یک موضوع مذهبی را از زاویهای متفاوت روایت کرد و به نتیجهای رسید که در ذهن مخاطب بماند.
طاهری افزود: امروز درباره پرفورمنس، آثار چندرسانهای و شیوههای جدید اجرا صحبت میکنیم. چرا نباید از این ظرفیتها برای روایت موضوعات دینی استفاده کنیم؟ چرا باید همچنان بر قالبهایی پافشاری کنیم که شاید دیگر نتوانند با بخش بزرگی از مخاطبان ارتباط برقرار کنند؟ منظورم این نیست که روایتهای سنتی را کنار بگذاریم؛ حرفم این است که در کنار آنها، باید به دنبال تجربههای تازه باشیم. اگر میخواهیم فاصله میان مخاطب و آثار مذهبی کمتر شود، باید زبان و شیوه روایت خود را نیز متناسب با نیازهای امروز تغییر دهیم.
این هنرمند ادامه داد: حتی برخی از تماشاگران در ابتدا تعجب میکنند که چرا در نمایشی با موضوع فاطمیه، لحظاتی هم وجود دارد که باعث خنده آنها میشود. اما به نظرم این مسئله بخشی از هوشمندی اثر است. مخاطب در طول اجرا با موقعیتهایی روبهرو میشود که ممکن است در ابتدا انتظارشان را نداشته باشد، اما در پایان، معنای آنها را بهتر درک میکند.
طاهری افزود: گاهی تازه هنگام خروج از سالن است که تماشاگر متوجه میشود چه اتفاقی افتاده و چرا روایت به این شکل پیش رفته است. این یعنی نمایش توانسته او را درگیر کند و به تأمل وادارد.
این بازیگر درباره میزان مشارکت خود در شکلگیری متن نمایش نیز توضیح داد: من در بخش نویسندگی دخالتی نداشتم. البته در محدوده کار بازیگری، گاهی ممکن است تغییرات کوچکی در بیان دیالوگها ایجاد کنیم یا بخشهایی را متناسب با زبان و لحن خودمان اجرا کنیم. گاهی هم بداهههایی به کار اضافه میشود یا بخشهایی تغییر میکند؛ اما اینکه بازیگر بخواهد مستقیماً در متن نویسنده یا ساختار دراماتیک اثر دست ببرد، موضوع دیگری است. این کار باید با هماهنگی نویسنده، کارگردان و گروهی انجام شود که مسئولیت شکلگیری ساختار نمایشی را بر عهده دارند.
او با تأکید بر ضرورت ظرافت هنری در پرداختن به موضوعات حساس مذهبی اظهار کرد: این نوع پرداخت به مهارت هنری نیاز دارد؛ اینکه اثر بتواند مخاطب را به درک موضوع برساند، بدون آنکه همهچیز را به شکل توضیحی و مستقیم پیش روی او قرار دهد.
طاهری در پایان، با اشاره به مضمون اصلی نمایش و جایگاه واقعه فاطمیه در این اثر گفت: موضوع اصلی نمایش، واقعه فاطمیه و مظلومیت امیرالمؤمنین علی (ع) است. مظلومیت امیرالمؤمنین (ع) آنقدر گسترده و عمیق است که گاهی احساس میکنم پرداختن مستقیم و صرفاً روایی به همه ابعاد آن، ممکن است ناخواسته از عظمت موضوع بکاهد.
او افزود: اگر بخواهیم همهچیز را مستقیم نشان دهیم و تمام جزئیات را بهصورت آشکار بازگو کنیم، ممکن است نتوانیم عمق آن اتفاق را بهدرستی منتقل کنیم. به همین دلیل، معتقدم در پرداختن به چنین موضوعی باید به دنبال زبانی باشیم که علاوه بر روایت واقعه تاریخی، امکان درک عمیقتر آن را برای مخاطب فراهم کند.
این بازیگر در پایان خاطرنشان کرد: «نقطه عطف، صفر چهار» از همین منظر برای من اهمیت دارد. نمایش، ما را به گذشته میبرد، اما در همان گذشته نگه نمیدارد؛ بلکه ما را به امروز بازمیگرداند و از خودمان میپرسد در لحظههایی که باید تصمیم بگیریم، چه میکنیم؟ آیا سکوت میکنیم یا مسئولیت انتخابمان را میپذیریم؟ به نظرم ارزش چنین اثری در همین است که مخاطب پس از پایان نمایش، فقط درباره شخصیتهای تاریخی فکر نمیکند، بلکه ناچار میشود به زندگی خودش هم نگاه کند و از خودش بپرسد: اگر من در آن موقعیت بودم، چه تصمیمی میگرفتم و مهمتر از آن، امروز که در موقعیتهای مشابه قرار دارم، چه میکنم؟
نظر شما